گفت و گو با | مردم باید در رفتار روحانیت نشانه هایی از پیامبر(ص) را ببینند
 
 
  • اگر قرار است منِ روحانی از پیغمبر حرف بزنم، اگر مردم این لباس را لباس پیامبر می‌دانند، باید در رفتار من هم رفتار پیامبر را ببینند...
عطا اسماعیلی/ سردبیر عقیق: اتفاقا اینجا برعکس است. حجت الاسلام والمسلمین محمد رضا زائری آدمی نیست که بیرون گود بایستد و بگوید لنگش کن. وسط میدان است. می‌نویسد. ایده می‌دهد. مشاوره می‌دهد. مجموعه فرهنگی بزرگی را مدیدیت می‌کند. سخنرانی می‌کند. نقد می‌کند و رسالت طلبگی‌اش را هم فراموش نکرده و منبر می‌رود. تجربه چند سال زندگی در لبنان و ارتباط با مسیحیان را دارد و حاصل این رابطه کتاب ارزشمند «کتاب مقدس» است که اتفاقا درباره نگاه شاعران و اندیشمندان مسیحی به پیامبر گرامی اسلام است.

در مجموعه فرهنگی سرچشمه با این روحانی فعال درباره سیما و سیره پیامبر و بایدها و نبایدهای تبلیغ دین، به گفت‌و گو نشستیم؛

 _ الان و پس از گذشت قرن‌ها از میلاد و بعثت نبی مکرم اسلام، نسبت ما به عنوان یک مسلمان با پیامبر اکرم چیست؟ ما چقدر توانستیم این نسبت را واقعاً داشته باشیم و نشان بدهیم؟

اتفاقاً امروز بیشتر از هر زمان دیگر احتیاج داریم که در جستجوی پیامبر اکرم باشیم و می‌توان از دو زاویه به این قصه نگاه کرد؛ یکی از طریق معرفی صحیح شخصیت و سیره پیامبر اکرم که متأسفانه در این زمینه خلأ و نقصان بسیار زیادی داریم. به دلایل مختلف، نتوانستیم چهره رحمانی و چهره روحانی پیامبر اکرم را به عنوان بزرگ‌ترین نعمت خدا و بزرگ‌ترین منّت خدا بر بشر نشان بدهیم. ما در زیارت جامعه کبیره می‌گوییم که بالا‌ترین عطیه‌ای که خداوند می‌توانسته به بشر بدهد وجود پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) بوده است. پیامبر اکرم مسیر بشر را به سوی سعادت عوض کرده است. ایشان بشریت را تا قیامت مدیون خودش کرده است. اگر رسول اکرم و اولادش این همه بلا و سختی را تحمل کردند، فقط برای این است که غل و زنجیر را از پای من و شما بردارند. اگر رسول اکرم نبود قطعاً مسیر بشر و تاریخ عوض می‌شد و ظلالت و گمراهی چیزی برای هدایت برای بشر باقی نمی‌گذاشت.  اما ما نتوانستیم ایشان را درست معرفی کنیم. حتی شما گاهی می‌بینید به دلیل کوتاهی ما، بسیاری در دنیا نه تنها پیامبر(ص) را هم نمی‌شناسند، بلکه تصور و ذهنیتی که از پیامبر اکرم دارند، تصوری منفی است.

حتی قبل از این رفتار داعش که پرچم مشکی را به نام پیامبر و با لوگو و امضای پیامبر جعل کنند که این جعل امضا به نظر من بزرگ‌تر از آدم کشی‌ها و جنایتاتشان است، حتی قبل از این اتفاقات، سخنرانی معروف پاپ بندیکت شانزدهم درباره پیامبر(ص) را می‌شنوید، این ذهنیت نادرست بسیاری از مردم و حتی نخبگان دنیاست. به خاطر اینکه ما نتوانستیم ایشان را درست معرفی کنیم. با یک خانمی که به خیال خودش مسیحی شده بود صحبت می‌کردیم، حرفش این بود که چیزی که در مسیحیت من را جذب کرد، مهربانی و محبت بود که در اسلام چنین چیزی نمی‌دیدم! به دلیل اینکه ما نتوانستیم اسلام را معرفی کنیم. این کوتاهی بزرگ و تقصیر ماست. تجربه نشان داده که جاهایی که این چهره درست معرفی شده اثر گذاشته است. مثلا ما مسیحی داریم که اسم بچه‌اش را محمّد گذاشته است. یکی از نخبگان و اندیشمندان لبنانی می‌گوید که وقتی بچه‌ام بیماری سختی گرفت، من متوسل به پیامبر اسلام شدم و گفتم مگر چند نفر مسیحی هم نام شما هستند؟ این بچه من به اسم شماست و دارد در بیماری و تب از بین می‌رود. می‌گوید که بچه‌ام شفا پیدا کرد. نمونه‌های درخشان این طوری داریم که فراوان است. یکی دیگر از اندیشمندان مسیحی می‌گوید که من ارادتم به پیامبر به خاطر این تعبیر است: «بهشت زیر قدم‌های مادران است.» که من بزرگ‌تر و درخشان‌تر از این تعبیر در مورد مادر در تاریخ بشر پیدا نکردم و هر بار که به مادرم نگاه کردم، به یاد این سخن پیامبر اسلام افتادم.

 -ضعف در عدم معرفی درست نبی مکرم اسلام را همه قبول داریم ولی آیا همه‌اش همین است؟

نکته دومی هم هست و آن رفتار و کردار ماست. مخصوصاً رفتار  کسانی که به نوعی مدعی مکتب پیامبر(ص) هستند، یعنی روحانیت. در واقع مردم انتظار دارند جلوه‌ای از پیامبر را در رفتار این‌ها ببینند. باید ببینیم رفتار و کردار ما با رفتار پیامبر اکرم چقدر نسبت دارد. مردم امروز که دست‌شان به دامن پیامبر نمی‌رسد و نمی‌توانند پیامبر را ببینند. پس باید پیامبر را در رفتار ما ببینند. شیر را بچه همی ماند بدو / تو به پیغمبر چه می‌مانی بگو.

اگر قرار است منِ روحانی از پیغمبر حرف بزنم، اگر مردم این لباس را لباس پیامبر می‌دانند، باید در رفتار من هم رفتار پیامبر را ببینند. همان طور که روحانی بار مردم را سبک می‌کند و خمس ازشان می‌گیرد، به‌‌ همان نسبت هم روحانی قرار است که جلوه‌ای از چهره پیامبر را به آن‌ها نشان بدهد.

 -بالاخره ایشان فرستاده خداوند و معصوم بودند و کسی نمی‌تواند ادعا کند که می‌تواند کاملا شبیه ایشان بشود.

 طبیعتاً ما این را می‌فهمیم. برای همین هم نمی‌گوییم که روحانی باید عین پیغمبر باشد، اما می‌گوییم که روحانیت باید بوی پیغمبر(ص) بدهد. ما دیده‌ایم جاهایی که مردم یک همچین روحانی را دیده‌اند، شیفته‌اش شده‌اند و دورش جمع شده‌اند. مردم به خودی خود هیچ موضعی ندارند. نه مثبت و نه نفی، بلکه با دیدن رفتار موضع می‌گیرند. به قول فردوسی:

فریدون فرّخ فرشته نبود / زمشک و زعنبر سرشته نبود

به داد و دهش یافت این نیکوی / تو داد و دهش کن فریدون تویی

هر کسی آن رفتار را به مردم نشان بدهد، مردم شیفته‌اش می‌شوند. طرف می‌آمد به پیامبر(ص) اهانت می‌کرد، بعد وقتی مریض می‌شد، پیامبر سراغش را می‌گرفتند. مردم این‌ها را می‌دیدند که شیفته می‌شدند. پیامبر اکرم در سختی‌ها به داد مردم می‌رسید. امروز باید سر سوزنی از آن رفتار را در رفتار من، در زندگی روزمره من ببینند تا جذب بشوند. من نمی‌توانم فقط با سخنرانی مردم را جذب کنم.

وقتی من لباس پیغمبر را پوشیدم باید رفتارم طوری باشد که شبیه رفتار پیغمبر باشد. البته این عبا و عمامه برای من است و برای پیغمبر نیست، اما شباهت دارد. این رفتار هم قطعاً رفتار پیامبر نیست، بلکه باید شباهت داشته باشد.

پارسال در خبر‌ها آمده بود که یک نفر در عربستان سعودی دخترش را زنده به گور کرده است. من به دوستان می‌گفتم که وقتی سال ۲۰۱۳ یک همچین اتفاقی می‌افتد شما تصور کنید در آن زمان پیامبر(ص) با چه کسانی طرف بوده است. اما با همین‌ها می‌آید بنیان یک تمدن بزرگ را می‌گذارد. پیامبر از بین همین‌ها ابوذر و مقداد می‌سازد و با رفتار و کردار خودش این کار را می‌کند.

شما نگاه کنید پیامبر اکرم می‌فرمایند که به طول رکوع و سجود افراد نکنید، ببینید چقدر راست می‌گوید. ببینید چقدر امانت دار است. این گمشده بشر امروز است. هر جایی که مردم این رفتار را ببینند، چه در آفریقا و چه در آمریکا و چه در سال ۲۰۱۴ و چه سه هزار سال قبل از میلاد، مردم بر اساس فطرت‌شان به این گرایش پیدا می‌کنند.

 

 -البته این وسط مشکلی هم وجود دارد. با توجه به نفوذ و گستردگی رسانه‌ها و بلندگوهای تبلیغاتی، مردم این روزگار به این سادگی‌ها جذب کسی نمی‌شوند و حرف کسی را نمی‌پذیرند.

بله. پیامبر اکرم هم چهل سال زحمت ‌کشید. ایشان چرا در بیست سالگی مبعوث نشد؟ چرا در ده سالگی مبعوث نشد؟ پیامبر اکرم وجود قدسی است که بیست سالگی ایشان با شصت سالگی‌شان فرقی نمی‌کند. ولی چرا چهل سالگی؟ برای اینکه پیامبر هم در چهارچوب زندگی طبیعی بشر رسالت خودش را انجام می‌دهد. یک سنت‌ها و قوانینی در زندگی پیامبر جاری است. پیامبر هم اگر امین دانسته نشود نمی‌تواند رسالت الهی را ابلاغ کند. چهل سال طول می‌کشد که مردم به پیامبر «امین» بگویند. بعد از همه این‌ها ایشان می‌فرماید «قولوا لااله الا الله تفلحوا». نمی‌توان توقع داشت که یک روحانی، از روز اولی که به مسجد و محلی می‌رود، بدون اینکه مردم رفتارش را ببینند، شیفته‌اش شوند و دستش را ببوسند.

حالا من نمی‌گویم که چهل سال، بلکه بیست سال، ده سال، چهار سال. مردم در محله‌ها، شهر‌ها و روستا‌ها اگر شیفته یک نفر می‌شوند به خاطر این است که رفتار و زندگی روزمره‌اش دیده‌اند. با آن‌ها غذا خورده، با آن‌ها نشسته، با آن‌ها بدهکار شده، با آن‌ها گرفتار شده، با آن‌ها گرسنه مانده، با آن‌ها سیر شده تا به او اعتقاد پیدا کرده‌اند. روحانی ما امروز باید اول توسط مردم پذیرفته بشود و مورد علاقه و قبول مردم قرار بگیرد. نظام خلقت حتی برای پیامبر هم ثابت است چه برسد به من.

 اگر روحانی بزرگ‌ترین عالم زمان هم باشد اما مردم او را دوست نداشته باشند و نپسندند، مانند منبری است که بالای منبرش بنشیند و کسی پای منبرش نباشد. به تعبیر امام موسی صدر ادیان در خدمت انسان هستند. اگر انسان نبود، لازم نبود که خدا دینی بفرستد. اگر بشر نبود پیامبری لازم نبود. خدا همه این‌ها را به خاطر انسان‌ها فرستاده است. تمام دین و کارکرد دین برای انسان‌هاست.

 -اینجا یک مسئله‌ای هم گاهی پیش می‌آید و گاهی برخی سوء استفاده‌ها از این محبوبیت می‌شود و باعث از بین رفتن اعتماد مردم می‌شود. که این هم از طرف دیگر لطمه می‌زند.

اتفاقاً روحانی فلش و تابلویی است که باید مردم را به آن سمت هدایت کند. قرار نیست منِ روحانی مردم را به سمت خودم دعوت کنم. اگر جایی یک روحانی مردم را به سمت خودش دعوت کرد، دکان و دستگاه و مرید بازی می‌شود و انحراف و کاسبی است. نمونه‌ این خطرات و انحرافات را در طول تاریخ مفصل داشته‌ایم. اما اگر روحانی گفت من فقط یک فلش راهنما هستم، آن وقت منِ تابلو راهنما باید محبوب و مقبول مردم هم باشم. چون اگر من را دوست داشتند پیامبر را دوست خواهند داشت. اگر به من و این لباس پیامبر اعتماد کردند به او اعتماد خواهند داشت.

امام صادق(ع) در جایی می‌فرمایند: «شما به ما منسوب هستید و شما را به اسم ما می‌شناسند، پس باعث زینت ما باشید. با مردم به زیبایی سخن بگویید. زبان‌های خود را از گفتار ناپسند بازدارید. حرف اضافه و زشت بر زبان نیاورید. به سوی خوبی‌ها دعوت کنید. برگ و گل بی‌خار باشید. با رفتارتان مردم را به خدا و اسلام دعوت کنید. باعث بی‌دین شدن آن‌ها نشوید. تقوا و پرهیزگاری داشته باشید. برای خدا بکوشید. راستگو باشید. امانت دار باشید. سجده طولانی داشته باشید. همسایه داری کنید. پیامبر اسلام برای این‌ها آمده است. هنگامی که یکی از شما در دین خود پرهیزگار باشد و راست بگوید و امانت داری کند و با مردم خوش اخلاق باشد خواهند گفت ببین این شخص شیعه جعفری است و این من را خوشحال می‌کند. مردم خواهند گفت این رفتار حاصل تعلیم و تربیت جعفر است. جعفر شیعیان خود را چنین آموزش داده است. اما اگر برعکس باشد ننگ و عارش به من می‌چسبد و مردم خواهند گفت این منش و رفتار جعفر است.»

مردم باید در رفتار منِ آخوند، پیغمبر(ص) را ببینند و احساس کنند پیغمبر این طوری بوده است. لذا نه تنها عیب ندارد که شخص روحانی و آخوند برای محبوبیت خودش کار کند، بلکه خودشان هم دستور داده‌اند، البته اگر الهی باشد و فلش و تابلوی راهنما باشد و دکان و دستگاه نباشد. اینجا روحانی وسیله و واسطه می‌شود. در دوران غیبت به خاطر چه می‌گویند که یک روحانی کفیل ایتام آل محمد(ص) است. برای اینکه این‌ها یتیم هستند. پدر وقتی بالای سر بچه‌هایش نباشد، ممکن بچه سر از کانون اصلاح و تربیت در بیاورد. روایاتی که مخصوصاً در دوره امام حسن عسگری(ص) در این‌باره آمده خیلی عجیب است. چون نزدیک شروع دوران غیبت بود و امام حسن عسگری(ص) می‌خواستند زمینه سازی ‌کنند. دائم تذکر می‌دهند که مواظب و مراقب باشید، این‌ها یتیم هستند. این‌ها بی‌کس و بی سرپرست هستند. مردم تعارف ندارند. تجربه نشان داده آنجایی که این رفتار و کردار را دیدند حتی بد‌ترین و معاند‌ترین افراد هم کوتاه آمدند.

-در باطن و حقیقت امر، چه دلیلی از آن طرف برای کوتاه آمدن معاند و مخالف وجود دارد؟

برای اینکه اولاً فطرتشان آن‌ها را به این سمت دعوت می‌کند و گرایش فطری دارند و ثانیاً این رفتار، رفتاری است که همه در مقابلش خاضع هستند. نمونه‌های متعددی از بعضی از روحانیون در سال‌های قبل داریم. می‌گویند در دوران جنگ بچه‌های محله‌ای سربه سر یک روحانی گذاشتند و توهین کردند و با توپ زدند و عمامه ایشان را انداختند. ایشان به جای اینکه با کسی که این کار را کرده بود درگیر شود، چیزی نگفت و رفت. از فردا صبح این روحانی دو تا نان سنگگ در خانه این جوان می‌داد و می‌رفت. می‌گفت این جوان را صبح بیدار نکنید که نان بگیرد، من به جایش نان می‌گیرم. می‌گویند بعد از چند روز کار به جایی رسید که آن جوان خودش شرمنده شد و با گریه سراغ آن روحانی رفت. ایشان گفت که من از دست تو ناراحت نیستم و می‌خواهیم با هم رفیق شویم. می‌گویند طوری شد که آن جوان، مسجدی شد و به جبهه رفت و شهید شد. جنازه‌اش را که به محل آوردند، همین حاج آقا نمازش را خواند. پیامبر آمده بود که مردم را اصلاح کند. این روحانی هم همین کار را انجام داد. پیامبر آمده بود که «طبیبٌ دوارٌ بطبّه» باشد.

در احوالات آیت الله بهاءالدینی نقل می‌کنند که ایشان در قم روزی از کوچه‌ای رد می‌شدند و بچه‌ها با چوب بازی می‌کردند و از اتفاق چوب به پای ایشان خورد و زخم شد و خون آمد. بچه‌ها تا چند روز می‌ترسیدند که ایشان را ببیند. بعد از چند روز یک جعبه شیرینی گرفتند و پیش ایشان رفتند که عذرخواهی کنند. ایشان گفتند که نه تنها من ناراحت نیستم بلکه از آن روز به بعد راهم را عوض کردم که مزاحم بازی شما نشوم. این‌ها از آن روز به بعد شیفته و مرید آقای بهاءالدینی شدند. اگر امروز دین باقی است، نظام روحانیت باقی است، اگر حوزه‌های علمیه باقی است، علیرغم همه تهدید‌ها و توطئه‌هایی که در طول تاریخ بر علیه روحانیت و دین مردم بوده، به این دلیل است که مردم در رفتار روزمره با روحانیت این رفتار‌ها را دیده بودند. آن وقتی که روحانی می‌آید با مردم از در محبت و خدمت و نشان دادن این جلوه‌های رحمانی رفتار می‌کند، خیلی چیزها درست می‌شود. در طول تاریخ نقش روحانی نقش قاضی هست، نقش پلیس هست، نقش پدر هست، نقش دادگاه خانواده هست. اگر مردم احساس کنند این تنها بویی از پیامبر(ص) است، می‌گویند که خودش دیگر چقدر بزرگوار است؟ شیفه پیامبر می‌شوند.

 

 _ در این بین جای بحث‌های علمی و کلامی کجاست؟ بالاخره بخش مهمی از معارف ما در این حوزه است.

پیامبر اکرم برای تبلیغ اسلام در میان توده مردم، با کسی بحث علمی نمی‌کرد که اینگونه او را جذب کند. البته بحث‌های علمی و کلامی در جای خودش لازم است و در واقع برای مخاطب خاص خودش قطعاً ضرورت دارد. اما متأسفانه ما از این طرف عمل می‌کنیم. شما نگاه کنید تمام رفتارهای دینی و تبلیغات دینی ما متمرکز بر شبهات علمی است. در حالی که مشکل مردم این است که در زندگی روزمره کمتر از آن دین بویی دریافت کرده‌اند. در طول تاریخ چالش‌های تئوریک و نظری بحث را به جایی برده که دین قوام و قدرت پیدا کند. اما چیزی که مسلم است این است که جذب توده مردم به دین و ایجاد علاقه و محبت نسبت به دین لازمه‌اش بحث‌های علمی و تخصصی نیست بلکه رفتار واقعی و عینی در زندگی روزمره است. چیزی که مردم در بیرون با آن ارتباط برقرار ‌کنند و آن را لمس کنند.

 _این شیوه برای تبلیغ دین در بین غیر مسلمان‌ها یا برای تبلیغ در خارج از کشور هم جواب می‌دهد؟

اتفاقا یک روحانی که ظاهراً در یکی از مراکز اسلامی در اروپا فعالیت می‌کرده می‌گفت که یک بار سوار تاکسی شده بودم و وقت پیاده شدن، راننده باقیمانده پول من را اضافه پرداخت کرد. یک لحظه به ذهنم خطور کرد که شاید من اشتباه کرده‌ام و مثلا کرایه همین‌قدر است و بقیه پول را بر نگردانم و پول را در راهی دیگر خرج کنم. دوباره با خودم گفتم که چه کاری است، بهتر است پول مردم را برگردانم. تا پول را برگرداندم و گفتم که پول اضافه دادی، گفت من عمداً اضافه دادم. برای اینکه مدتی است که راجع به اسلام تحقیق می‌کنم. گفتم که بهتر است بعد از این همه مطالعه، یک مسلمان را هم امتحان کنم که رفتارش چه طوری است. گفتم اگر اسلام دین درستی باشد، باید پیروان خودش را تربیت کرده باشد. حالا که پول را برگرداندی خیالم از حقانیت اسلام راحت شد. ایشان می‌گوید که راننده تاکسی رفت و من دیگر نتوانستم راه بروم و‌‌ همان کنار خیابان نشستم. یک لحظه به ذهنم خطور کرد که اگر آن اشتباه را می‌کردم، زندگی یک انسان و چه بسا سعادت یک نسل نابود می‌شد. فرقی نمی‌کند، مردم از همه جای دنیا باید رفتار درست را ببینند.

 تمام دعوای ما بر سر این موضوع است که آیا مردم باید به سراغ روحانی بروند یا روحانی به سراغ مردم برود. اگر به این نتیجه‌ رسیدیم که نقش روحانیت نقش درمانگری است، در آن صورت درمانگر باید به سراغ مردم برود. چه در مرحله پیشگیری از بیماری و چه در مرحله درمان. اگر در خانه نشستم و منتظر بودم که مردم به سراغم بیاید، همین وضعیتی که امروز اتفاق افتاده می‌شود.

 -نظر شما درباره اینکه روحانی کار اجرایی بکند یا در مناصب دولتی قرار بگیرد چیست؟ این مسئولیت‌ها با وظیفه اصلی‌اش که همان هدایت مردم است منافات دارد؟

 اتفاقاً این هم یکی از مسئولیت‌ها است. پدر در خانواده هم باید داد بزند و هم پول بدهد و هم بچه مریض را به بیمارستان ببرد. اگر فقط یکی از این مسئولیت‌ها را انجام بدهد، پدر کاملی نیست. روحانیت مسئولیت اجرایی‌اش سر جای خود، خطبه‌های نماز جمعه سر جای خود، فعالیت سیاسی سر جای خود، همه این‌ها هست، اما او باید همه مسئولیت‌های پدری را در جامعه باید ایفا کند. بچه زمانی از تنبیه توسط پدرش ناراحت نمی‌شود که شب قبل و هنگان بیماری و گرفتاری، پدر تا صبح بر سر بالین فرزندش نشسته باشد. در آن صورت وقتی پدر فرزند را تنبیه کرد، دست پدر را می‌بوسد. چون وقتی مریض بود بالای سرش بود، وقتی مسابقه داشت کنار زمین تشویقش می‌کرد، زمانی که در مدرسه می‌خواستند به او جایزه بدهند حضور داشت، در همه این عرصه‌ها پدر بود، اینجا هم هست و حق دارد تنبیه کند. اما اگر من پدری باشم که فقط توی گوش فرزندم بزنم و مسئولیت‌های دیگر را نادیده بگیرم، بچه از خانه فرار خواهد کرد. مردم این را می‌فهمند. روحانی ما باید با مهربانیش، محبتش، پدری‌اش، رأفتش، اخلاق، رفتار، کردارش جلوه‌هایی از آن رحمت و مهربانی و رأفت و کرامت پیامبر(ص) را مردم در رفتارش ببینند. حالا می‌تواند یک تابلو و فلشی باشد که مردم را به سمت آن حقیقت ببرد. بگوید من نمونه و اشتانتیون هستم، اصلش جای دیگر است. اگر این نمونه را تست کردی و خوب بود، حالا برو دنبال اصلش. آن وقت مردم به سمت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) شیفته می‌شوند.



:: برچسب‌ها: حجت الاسلام, زائری, روحانیت
ن : سیما ندّاف
ت : ۹۴/۰۴/۱۷
حجت الاسلام (عج) و اهل بیت در لیالی قدر سعادت دنیا و آخرت را رقم می‌زند
 
 
  • در لیالی قدر که پرونده‌های ما را به محضر حضرت عرضه می‌دارند ما با استغاثه و توسل به آن بزرگوار و تبعیت از سیره ایشان امیدواریم سعادت دنیا و آخرت خود را رقم بزنیم.

     ماه مبارک رمضان علاوه بر ره‌آوردهای فردی، نتایج اجتماعی گسترده ‌ای بر اجتماع دارد؛ نتایجی که باعث می شود شهر در روزها و شب های این ماه مبارک رنگ و بوی تازه‌ای به خود بگیرد. ماه مبارک رمضان براساس آموزه های دینی و اخلاقی ماهی است که درهای رحمت الهی را به سمت بنده باز می‌کند و از این رو تأثیرات گسترده‌ای رشد اخلاقی جامعه دارد.

به بهانه فرا رسیدن شب های قدر گپ و گفت کوتاهی با حجت الاسلام سید حسین هاشمی نژاد از وعاظ برجسته کشور انجام داده ایم .

حجت الاسلام هاشمی نژاد در پاسخ به این سوال که حال و هوای مجالس و محافل مناجات بر سبک زندگی، تربیت خانواده‌ها و تعمیق معنویت در جامعه چه تأثیری دارد، تصریح کرد: مجالس اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم‌السلام) نوری در ظلمت دنیاست. همان‌گونه که ستارگان در شب‌های تاریک برای اهل زمین نورافشانی می‌کنند. مجالسی که در آن ذکر، دعا، مناجات و توسل به اهل بیت و معارف اسلامی بیان می‌شود، برای اهل آسمان نورافشانی می‌کند.

وی اظهار داشت: پیامبر اکرم(ص) در حدیث:«انی تاریکم فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی...» کتاب خدا و عترت عامل هدایت بشریت است؛ اگر خانواده‌ها بخواهند دنیا و آخرت خود را تأمین کند باید از آموزه‌های این دو ثقل استفاده علمی کنند.ما هرچه قدر از قرآن و اهل بیت(علیهم السلام) دورتر شویم مشکلات دنیوی و اخروی ما بیشتر می شود.

این واعظ برجسته کشور در خصوص تربیت مخلوق و رسیدن به سعادت و شقاوت، تأکید کرد: خداوند متعال که خالق حکیم است برای تربیت این مخلوق اساسنامه قرآن و اهل بیت را فرستاده است. پس هرکس از این دو اساسنامه پیروی کند سعادت دنیا و آخرت خود را تأمین کرده است و هرکس دوری کند شقاوت و بدبختی خودش را رقم زده است.

وی اذعان کرد: امروز باب الله وجود اقدس ولی عصر(عج) است که اگر ما بخواهیم مردم را به سوی خدا هدایت و تربیت کنیم باید از باب امام زمان(عج) و توجه و توسل به حضرت، مردم را به سوی خدا سوق بدهیم. همان طور که در زیارت امام عصر(عج) می خوانیم «السلام علیک یا باب الله الذی لا یؤتی الا منه»از این عبارت می فهمیم که امام عصر(عج) مظهر همه صفات الهی است. چون در این عبارت دعا لغت باب به الله اضافه شده است.

حجت الاسلام هاشمی نژاد افزود: اگر می‌گفتند السلام علیک یا باب الغفور، امام زمان(عج) فقط باب غفوریت و غفران حق می شد اما وقتی لغت باب به الله اضافه شده است به الله که جامع ترین نام‌ خداست- هزار صفت جمال و جلال حق در اسم الله مستتر است یعنی تمام صفات الهیه در امام عصر(عج) تجلی دارد. در نتیجه امروز "والامر کله بیده" همه امور عالم به دست مبارک امام زمان(عج) جاری و ساری می شود.

وی در پایان پیرامون لیالی قدر و دعای ظهور امام زمان(عج) در شب‌های 19، 21 و 23 که مقارن با شهادت حضرت علی(ع) است، خاطرنشان کرد: شایسته است در این لیالی قدر که ملائکه و روح پرونده‌های ما را به محضر حضرت عرضه می دارند ما با استغاثه و توسل به آن بزرگوار و تبعیت از سیره ایشان و اجداد طاهرینشان سعادت دنیا و آخرت خود را رقم بزنیم و در صدر حوائج ظهور آن بزرگوار را از خداوند متعال بخواهیم.



:: موضوعات مرتبط: استاد هاشمی نژاد
:: برچسب‌ها: هاشمی نژاد, استغاثه, امام عصر
ن : سیما ندّاف
ت : ۹۴/۰۴/۱۷
چند تصویر جدید از علما ...
آیت‌الله حسینی قزوینی: نقد مهم‌ترین کتاب ضدشیعی ۱۴ قرن اخیر بدون حامی مانده است

مدیر شبکه جهانی ولایت گفت: کتاب ضدشیعی القفاری توسط «ملک فهد» پشتیبانی و با تیراژ بالایی چاپ شد و اکنون کتاب درسی دانشگاه مدینه شده است اما نقد ما به این کتاب که مورد تأیید مراجع است، از هیچ‌گونه حمایت مالی برای انتشار برخوردار نیست.

خبرگزاری فارس: نقد مهم‌ترین کتاب ضدشیعی ۱۴ قرن اخیر بدون حامی مانده است

      «ناصر بن عبدالله بن علی القفاری» از اساتید دانشگاه محمد بن سعود ریاض، کتاب «اصول مذهب الشیعه الامامیه الاثنی العشریه» را در رد مذهب حقّه تشیع نوشته است. این کتاب به عنوان رساله دکترایش بوده و در متن آن، شبهات زیادی را به شیعه وارد کرده است.

آیت‌الله سیدمحمد حسینی قزوینی، این کتاب را به زبان عربی نقد کرده است که حاصل آن کتاب ارشمند «نقد کتاب اصول مذهب الشیعه» شد و محکم‌ترین پاسخ‌ها به شبهات القفاری در آن داده‌‌ شده است.

با آیت‌الله حسینی قزوینی درباره روش و انگیزه نقد این کتاب گفت‌وگو کردیم.

وی می‌گوید: تاکنون در سه مجلد به شبهات القفاری پاسخ داده‌ایم که از نظر حجمی فقط یک‌دهم شبهات پاسخ داده شده است، اما به دلیل عدم برخورداری از امکانات و حمایت مالی، این امر متوقف شده است. بنده طی هشت سالی که این کار انجام شده، 500 میلیون تومان هزینه کرده‌ام اما در صفحه اول کتاب نوشته‌ام چاپ برای عموم آزاد است!

ترجمه فارسی جلد نخست نقدهای آیت‌الله حسینی قزوینی از اینجا یا لینک زیر قابل دریافت است:

 جلد نخست نقد کتاب اصول مذهب الشیعه جلد نخست نقد کتاب اصول مذهب الشیعه 

آیت‌الله حسینی قزوینی، از استادان حوزه علمیه قم است که علاوه بر اجتهاد در حوزه علمیه، دکترای فلسفه و تقارن ادیان از دانشگاه اسلامی الحره هلند را دارد. وی مؤسس مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج) است و هم‌اکنون مدیر شبکه جهانی ولایت است. وی بیش از 200 جلسه گفت‌وگو و مناظره با اساتید و مفتیان در عربستان و شبکه‌های مختلف ماهواره‌ای انجام داده است. از این استاد حوزه علمیه بیش از 23 جلد کتاب، منتشر شده و حدود 45 مجلد نیز آماده چاپ و انتشار است.

 

کتاب ضد شیعی قفاری با یک تیم 70 نفره نوشته شده است

* با سلام. انگیزه اصلی از نوشته شدن این کتاب توسط آقای قفاری چیست؟

- یکی از مباحثی که الآن در عربستان بازار داغی دارد هجمه کردن به شیعه است. یعنی هر سخنرانی، مقاله یا کتابی هجمه و اهانت بیشتری به شیعه کند قطعا مخاطبین و مطالعه کننده‌‌های بیشتری دارد.

وهابیون از شیعه در میان خودشان یک هیولایی درست کردند و می‌گویند شیعه آمده تا اسلام را از میان بردارد و مسلمانان را نابود کند.

علمای وهابی در ذهن افراد چنین تصوری ایجاد کرده‌اند که اگر شیعه و افکارش گسترش پیدا کند، دین و جان شما در خطر است. لذا با این حساسیتی که ایجاد شده هر مطلبی که در این زمینه نوشته می‌شود از حساسیت خاصی برخوردار است.

به همین دلیل رساله‌هایی که برای ارشد یا دکترایشان می‌نویسند و به این سمت وسو می‌رود استقبال بیشتری می‌شود.

کتاب اصول مذهب الشیعه، در حقیقت پایان‌نامه دکترای آقای قفاری است. پر واضح است برای این کار دست‌هایی پشت پرده بوده، به طور مثال مسافرت‌هایی که ایشان به کشورهای اسلامی: افغانستان، پاکستان، بحرین، کویت و... انجام داده و با علمای شیعه و سنی تماس گرفته است.

خود قفاری می‌گوید که من بحارالانوار، وسائل الشیعه و دیگر کتاب‌های شیعه را صفحه به صفحه خوانده‌ام، که این کار یک نفر نیست و مشخص است گروهی انجام شده، حتی بعضی‌‌ها گفته‌اند که هفتاد نفر نیرو و بودجه میلیاردی از طرف ملک فهد پادشاه وقت عربستان سعودی در اختیار وی قرار داشته است.

کتاب قفاری مفصل‌ترین کتاب ضد شیعی 14 قرن اخیر است

* این کتاب ضد شیعی از چه نظر اهمیت دارد؟

- در حقیقت این کتاب قوی‌ترین و مفصل‌ترین کتابی است که در این چهارده قرن علیه شیعه نوشته شده است.

به گمان خودش کل شبهاتی که در این چهارده قرن علیه شیعه بوده را مستند کرده و سر و سامانی داده و این‌ها را با قلم و بیان روز نوشته و از کتب شیعه هم برای خودش استشهاد و دلیل آورده است.

اولین کتابی که علیه شیعه نوشته شده به نام العثمانیه (سال 255 ه.ق) متعلق به جاحظ است.

قفاری هر کتابی که علیه شیعه تا عصر حاضر نوشته شده را دیده است. وی کتاب‌هایی هم که از طرف شیعه تحت عنوان ردیه نوشته شده را خوانده و با توجه به این قضایا چنین کتابی را نوشته است.

بعد از نوشته شدن این رساله به دستور ملک فهد آن ‌را در یک تیراژ بسیار گسترده چاپ کردند و در کشورهای مختلف به کتابخانه‌ها و مراکز علمی فرستادند، الآن هم آن ‌را کتاب درسی کارشناسی ارشد در دانشگاه بین‌المللی مدینه قرار دادند.

2 مرجع تقلید بر پاسخگویی به کتاب قفاری تأکید کردند

* نظر مراجع معظم تقلید درباره نقد این کتاب چه بود؟

- آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (ره) حدود یک سال قبل از رحلتشان بنده را خواست و گفت که من این کتاب را دیده‌ام، خیلی بد نسبت به شیعه شبهه وارد کرده و در این زمینه خیلی قوی است. 10 سال از نوشته شدن این کتاب می‌گذرد اما جواب محکمی نه در حوزه و نه در دانشگاه به این کتاب داده نشده است.

با حضرت آیت الله سبحانی هم صحبت کردم و ایشان گفتند که من گرفتاری‌ و درس و بحثم زیاد است و نمی‌‌توانم، و به بنده با این تعبیر گفتند که شما اهلیت دارید آستین بالا بزنید و یک جوابی به این کتاب بنویسید و از جدتان امیرالمؤمنین(ع) و جده‌تان حضرت زهرا(س) دفاع کنید و آن‌ها هم قطعاً به شما کمک می‌کنند.

بنده چهارده سال شاگرد درس خارج آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی بودم و نظر ایشان برای من جایگاه ویژه‌ای دارد. کتاب را خدمتشان بردم و ایشان گفت که یک هفته پیش من بماند، بعد از یک هفته که برای گرفتن کتاب به خدمتشان رفتم، دیدم خیلی ناراحت بود و گفت: این کتاب آقای قفاری بد جوری نسبت به شیعه پیله کرده و شبهات خیلی ناجوانمردانه‌ای وارد کرده، به نظر من شما درس‌های حوزه‌ و تدریستان را تعطیل کنید و به جواب این کتاب بپردازید.

وقتی کتابی به این گستردگی نوشته می‌شود و شبهاتی که در طول چهارده قرن بوده را بازسازی می‌کند تاثیر گذاری‌اش در مخاطب بیشتر می‌شود و ما هم اولویت دارد که در اسرع وقت به این شبهات و این‌گونه کتاب‌ها جواب بدهیم.

لذا وقتی دو تن از مراجع بزرگوار چنین تکلیفی برایمان معین کردند، ما هم بعضی از کارهای متفرقه‌ را کم و جواب دادن به این کتاب را شروع کردیم.

500 میلیون تومان برای 3 جلد کتاب هزینه کردیم

* در مورد هزینه‌های نقد این کتاب توضیح بدهید.

- برای سه جلدی که چاپ شده حدود پانصد میلیون تومان هزینه کردیم.

تحقیق و بررسی، تهیه کتاب، فیلم و میکروفیلم که از لندن و یمن برایمان آوردند. بعضی از کتاب‌هایی که از عربستان سعودی با قیمت گزاف خریدیم و برخی دیگر را از کتابخانه‌های خارج از کشور کپی گرفتیم که با مشکلات قانونی و هزینه‌های زیاد همراه بود.

گاهی برای پاسخ دادن به یک شبهه در دو یا سه سطر حدود سیصد ساعت وقت گذاشتیم. به طور مثال قفاری از علامه حلی نقل می‌کند که ایشان در کتابش می‌گوید: آیه 55 سوره مائده در حق حضرت علی (ع) نازل شده که انگشترش را به گدا بخشیده است. در کتاب کنونی علامه حلی آمده که این روایت در صحاح سته هست.

آقای قفاری بعد از مطالعه صحاح سته، متوجه شده که این روایت در آن‌ها نیامده و به شیعه و علامه حلی بسیار توهین و فحاشی کرده که اصلا روایت در صحاح سته نیست. ما هم که ‌دیدیم روایت در صحاح سته نیست، تصمیم گرفتیم نسخه‌های خطی را بررسی کنیم.

چند نسخه خطی از کتابخانه امام رضا مشهد و کتابخانه ملک تهران و دیگر جاها را دیدیم، و در همه صحاح سته نوشته شده بود. با پیگیری زیاد توانستیم نزدیکترین نسخه به زمان علامه حلی را در کتابخانه آیت الله نجفی مرعشی (ره) پیدا کنیم که در آن نوشته شده بود صحاح السنه، نه صحاح السته.

این اشتباه در استنساخ و تایپ خیلی طبیعی است، ولی ما برای این کار ساعت‌ها وقت گذاشته و هزینه گزافی کردیم که خیلی مؤدبانه و معقول پاسخ بدهیم. کوچکترین کوچکترین اهانتی به علمای وهابی نکردیم

* آیا در پاسخ‌گویی همانند نویسنده سخن گفته‌اید؟

ـ نکته قابل توجه در این کتاب این است که قلم نویسنده خیلی آزاد است و هر اهانتی که خواسته به بزرگان و مراجع ما انجام داده که مثلا زندیق، فاسد یا فاجرند ولی ما از ابتدا تا آخر این سه جلد کوچکترین اهانتی به خود نویسنده یا علمای وهابی نکردیم که حتی با اعتراض برخی از دوستان همراه بود.

نظر دوستان بر این بود که «جزاءُ السئیةٍ سئیةٌ مثلُها» و باید جواب این همه توهین را حداقل متناسب با خودش داد ولی ملاک ما این بود که: «وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً؛ و هنگامى که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام مى‏‌گویند (و با بى‏اعتنایى و بزرگوارى مى‏گذرند)». (فرقان/63)

ارشاد قم هیچ حمایتی نکرد

* آیا از نظر مادی از طرف دولت حمایت شدید؟

- از طرف دولت یا بیت علما حتی یک برگ کاغذ هم در اختیار ما قرار نگرفت. ما در ابتدای کار به درخواست اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی قم یک نامه نوشتیم که پاسخی داده نشد و ما هم پی‌گیری نکردیم.

البته بعد از چاپ دو جلد از کتاب، آن‌را برای بازدید خدمت آیت‌الله صافی گلپایگانی بردیم که ایشان بسیار تشویق کردند و گفتند: من باور نمی‌کردم ما در حوزه علمیه قم چنین محققانی داشته باشیم که این‌طور توانمندانه بتوانند پاسخ‌های دندان‌شکن به شبهات وهابیون بدهند.

خدمتشان عرض کردم: ما این کتاب را خدمت شما داده‌ایم که اگر نظری دارید یا نقصی در آن می‌بینید بفرمایید تا در چاپ بعدی اصلاح کنیم.

آیت الله صافی گفتند: من هرچه به ذهنم می‌آمد، شما آورده بودید و حتی در بعضی موارد که به ذهنم نمی‌آمد هم شما جواب داده بودید. ایشان در آخر سی میلیون تومان به ما مرحمت و کمک کردند.

فقط این بزرگوار چنین مرحمتی کردند. البته اخیرا هم یکی از مراکز حوزوی هزار جلد از کتاب را از ما خریداری کرده و به کتابخانه‌های داخلی تزریق کرده‌اند. غیر از این، از نظر مخارج، توسط خیرین قم و تهران حمایت می‌شدیم و با کمک آن‌ها توانستیم این سه جلد را به چاپ برسانیم.

شیوه نقد کتاب دو مرحله‌ای است

* سبک نقدتان چگونه بود؟

- ما دو وجه نقد داریم: اولی نویسنده آمده در زمین ما مبارزه می‌کند؛ دومی توپ را از زمین خودشان پرتاب می‌کند.

ما در آن‌جا که در زمین ما می‌آید و روایتی نقل می‌کند یا مطالبی از بزرگان ما می‌گوید، اول روایت را بررسی می‌کنیم و اگر از نظر سند ضعیف باشد، می‌گوییم این روایتی که به آن استناد می‌کنید اصلاً معتبر نیست و آنچه از نظر ما معتبر نیست شما حق استفاده از آن علیه ما را ندارید.

در خیلی از موارد روایت را تقطیع کرده‌اند، اول روایت را آورده‌اند علیه شیعه و ذیل خود روایت که علیه اهل سنت است و جواب هم داده را نیاورده‌اند که ما این روش را خیانت می‌دانیم. مثلا در یک باب کافی پنج روایت آورده که یکی به نفع آن‌ها بوده و سه تا به ضرر آن‌ها و نفع شیعه و فقط روایتی که به نفعشان بوده را نقل کرده است.

وقتی در کنار یک روایت ضعیف، چندین روایت صحیح وجود دارد، شیعه هیچ وقت روایت صحیح را کنار نمی‌گذارد و سراغ روایت ضعیف برود. همچنین از بعضی بزرگان شیعه مثل سید نعمت‌الله جزایری مطلبی را می‌آورد، با همه احترامی ما که برایشان قائلیم، گفتارش گفتار شیعه نیست. در کنار وی علامه حلی، شهید اول، شهید ثانی، سید مرتضی، شیخ طوسی و ... را داریم که گفتارشان مخالف سید نعمت الله جزایری است.

اضافه این‌که در کتاب انوار نعمانیه، جلد دوم، صفحه 108 آیت‌الله انگجی فتوا داده‌اند که بعضی کتب سید نعمت‌الله جزایری خلاف نظر شیعه و حرام است. البته حرف ایشان خیلی تند و مایه اختلاف بین شیعه و سنی است.

اما آن‌جا که از بزرگان خودشان نقل می‌کنند، مثلا در جایی دیگر بزرگشان حرف خلاف آن دیگری را زده و ما همان را به عنوان دلیل می‌آوریم. برای نمونه اگر به حرفی از ذهبی استناد می‌کند ما هم حرف ابن حجر را که خلاف آن است می‌آوریم و می‌گوییم: اگر این نظر اهل سنت است، باید مجموع علمای شما چنین حرفی را زده باشند.

در یک کلام ما در جواب‌هایمان تلاش کردیم: اولا جواب حلی بدهیم، دوما بعد از جواب حلی، جواب نقضی داده شود.

برای مثال در یک جا روایتی از کافی نقل می‌کند و می‌گوید که نادرست و خلاف قرآن است، ما هم شبیه همان روایت را از از صحیح بخاری آوردیم و گفتیم شما هر جوابی به آن دادید، ما هم درباره کافی می‌دهیم.

به طور مثال در جایی که می‌گویند حرف‌زدن حیوان عجیب است ما در پاسخ می‌گوییم: در قرآن آمده که هدهد با پیغمبر صحبت کرده، بلکه ادعا کرده که عملش از حضرت سلیمان بالاتر است.

همچنین مورچه با حضرت سلیمان حرف زده، لذا ما هم جواب حلی دادیم و هم تلاش کرده‌ایم جواب نقضی بدهیم.

البته بنده در کلاس‌هایم در حوزه و دانشگاه به دوستان تاکید می‌کنم که روی جواب نقضی حساب جاری ویژه باز کنید، چون جواب نقضی باعث می‌شود که تار و پود فکری ضد شیعه در طرف مخالف فرو بریزد.

وقتی جواب نقضی دادیم و طرف مقابل را در این زمینه خلع سلاح کردیم، سپس جواب حلی داده تا برایش جا بیفتد ولی اگر اول پاسخ حلی بدهیم مجبور به توجیه و تاویل کردن هستیم.

به خاطر نداشتن امکانات و عدم حمایت مالی، کار متوقف شده است

* آیا تمام کتاب در سه جلد پاسخ داده شده و ترجمه‌ای دارد؟

- خیر، این سه جلد در واقع یک دهم شبهات قفاری را جواب می‌دهد و قسمت اعظم آن باقی مانده است.

فعلا به خاطر نداشتن امکانات و عدم حمایت مالی، کار متوقف شده و یک تیم ترجمه از اساتید ادبیات عرب با سرپرستی آقای دکتر فقیهی، مشغول ترجمه متن هستند.

ما هر هفته قسمتی را که ترجمه شده با هم مقایسه می‌کنیم تا دارای مشکل نباشد، زیرا زحمت زیادی کشیدیم و حتی در جمله سازی سعی کردیم لحن ما طوری باشد که اشکال ادبی و ابهام در رساندن مطلب نداشته باشد.

الغدیر معجزه تاریخ شیعه است

* کتاب الغدیر علامه امینی، یکی از مهمترین کتب شیعه است. آیا این کار با الغدیر قابل مقایسه است؟

- الغدیر کار فردی بوده و در حد خودش معجزه تاریخ شیعه است که یک نفر به تنهایی این همه زحمت بکشد. در آن زمان الغدیر را کرامت و بلکه یک معجزه می‌بینیم، ولی امکاناتی که اکنون در اختیار ما هست، شاید یک هزارم آن‌ها در اختیار علامه امینی نبود.

بنده 25 هزار جلد در رایانه خود دارم که به راحتی و در دو یا سه ثانیه می‌توانم روایتی را جستجو کنم اما علامه امینی گاهی برای یافتن یک روایت مجبور بود به هند برود و در کتابخانه، کتاب‌ها را ورق زده و روایتی را بیابد. خدایش رحمت کند.

کار ما در پاسخ به شبهات قابل مقایسه با الغدیر نیست. نقد ما خیلی گسترده و متقن است، با این توضیح که اگر علامه امینی در زمان ما بود یازده جلد ایشان به صد و ده جلد افزایش یافته و کارشان متقن‌تر از ما می‌بود.

ما امروز باید متناسب با زمان خود جواب بدهیم و چه بسا در سی سال آینده امکانات بیشتری در اختیار نسل بعد باشد و پاسخ آن‌ها متقن‌تر از ما باشد.

* نقدهای دیگری علیه این کتاب نوشته شده، آیا با نقد شما قابل مقایسه است؟

- بله، نقد آقای اسلامی که به بخشی از کتاب در حد چند شبهه پاسخ داده‌اند ولی در بعضی از موارد جواب‌ها طولانی است.

همچنین حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر نجارزادگان از اساتید بزرگوار دانشگاه تهران، شبهه تحریف قرآن را بسیار زیبا جواب داده‌اند و به همین خاطر ما بخش تحریف قرآن را نیاوردیم چون تنها جوابی که برای بنده دل‌نشین و متقن و میدانی است، پاسخ ایشان است.

برخی از افراد هم رساله سطح چهار حوزه یا پایان‌نامه ارشد یا دکتری دانشگاه خود را پاسخ به بخشی از این کتاب اختصاص داده‌اند.

کتاب‌ها را در فرودگاه جده ضبط کردند و مانع ورود شدند

* عکس‌العمل وهابیون نسبت به نقد شما چگونه بوده است؟

- ما تلاش کردیم دو جلدی که قبلا چاپ شده بود را تقریبا دو سال پیش توسط دوستان به مکه بفرستیم که تعداد زیادی از آن را در فرودگاه جده ضبط کردند و فقط چند نسخه را به همراه بردند. یکی از دوستان به نام آقای معراجی تلاش کرد یک نسخه به دست آقای قفاری در ریاض برساند که تاکنون هیچ عکس‌العملی در سایت‌ها و رسانه‌شان ندیدیم.

حضرت آیت‌الله خزعلی قبل از چاپ کتاب آن را مطالعه کرد و گفت: اگر قفاری جواب شما را بخواند قطعا سکته می‌کند چرا که گمان نمی‌کرد که شما شبهاتش را این‌قدر محکم و متقن پاسخ بدهید.

* مشکلات و سختی کار در چه زمینه‌ای بوده، در این زمینه توضیح بدهید.

- ما از نظر نیرو به لطف خدا کم نداریم مگر کسی که بسیار توانمند باشد و بتواند ما را یاری کند، ولی اگر چنانچه افرادی از خیرین بتوانند در این زمینه سرمایه گذاری کنند و قسمت مالی را به عهده بگیرند، کار با سرعت بیشتری پیش می‌رود.

این کار حدود هشت سال است که انجام می‌شود و شاید به هزینه‌های امروز سه یا چهار میلیارد برسد، من خواهش می‌کنم از عزیزان خیری که دلشان برای شیعه می‌سوزد و از این شبهات رنج می‌برند، مشکلات مالی را به عهده بگیرند.

بنده با پانصد میلیون تومانی که تا کنون هزینه کرده‌ام در صفحه اول کتاب نوشته‌ام چاپ برای عموم آزاد است، یعنی هر ناشر و مؤسسه‌ای می‌تواند بعد از هماهنگی با ما برای کم و زیاد نشدن مطالب و بدون دریافت هیچ هزینه‌ای از کتاب چاپ کند.

همچنین در ترجمه و یا استفاده از فیلم کمک کرده و به طور رایگان در اختیارشان قرار می‌دهیم و این تنها چیزی است که در طبق اخلاص گذاشته و به آقا امیرالمؤمنین علیه‌السلام هدیه می‌کنیم.

خاطره‌ای از پیروزی در مناظره با وهابیون

* اگر خاطره‌ای از برخورد با علمای وهابیون دارید، ذکر کنید.

- بنده یک سال در مکه مکرمه منزل آقای شیخ عاتق که از اعظم علمای مکه است با چند تن از وهابیون مناظره داشتم. ایشان رفت و چند کپی از کتاب‌ سید نعمت الله جزایری آورد و گفت: بفرمایید، این نظر شیعه است. من در همان جا گفتم: آقا در کنار سخن سید نعمت‌الله جزایری، شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی و.... خلاف این را می‌گویند.

اضافه بر اینکه علمای ما می‌گویند کتاب‌های این شخص بیان‌گر نظر شیعه نیست و همان طور که گفتم برخی خواندن کتاب‌های ایشان را حرام دانسته‌اند.

اینجا بود که شیخ عاتق خیلی عصبانی شد و کاغذها را پرت کرد و به همراهانش گفت: شما چطور به کتابی که این طور ضعیف است و روایاتش برای این‌ها معتبر نیست استناد می‌کنید، مگر عقل ندارید؟!

همین برخورد باعث شد جلسه آن روز کلا به نفع ما تمام شود.

* امیدواریم اشخاص خیّر یا نهادهای مرتبط با تقبل هزینه‌های مورد نیاز از چاپ این کتاب حمایت کنند. از شما متشکریم، ان شاء الله بتوانید همه کتاب را نقد کنید و الغدیر دومی به جامعه مسلمانان عرضه شود.

- ان شاء الله. من هم از شما متشکرم.

گفت‌وگو از؛ حکیمه منصوری



:: موضوعات مرتبط: دکتر حسینی قزوینی
:: برچسب‌ها: آیت الله, حسینی قزوینی, وهابیت, اصول مذهب الشیعه
ن : سیما ندّاف
ت : ۹۲/۱۱/۲۸
گراهام فولر: به نفع ماست که با اسلام شیعی کنار آییم تا اسلام وهابی
آمریکا بر سر دوراهی؛
گراهام فولر: به نفع ماست که با اسلام شیعی کنار آییم تا اسلام وهابی

بر عکس آل‌سعود که تروریست‌های تکفیری را ساماندهی و بحران خاورمیانه را تشدید می‌کنند، در میان شیعیان چنین رویکردی وجود ندارد. شیعیان، کنش‌گرانی اجتماعی‌اند که تنها درصدد تأمین حقوق مدنی خود هستند و همه تاکتیک‌ها و چارچوب‌های فعالیت‌‌های‌شان مدنی است. 

 گراهام فولر: به نفع ماست که با اسلام شیعی کنار آییم تا اسلام وهابی

به گزارش خبرگزاری اهل‎بیت(ع) ـ ابنا ـ "گراهام فولر" استاد علم ادیان در دانشگاه نیویورک و تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی خاورمیانه، در مقاله‌ای با عنوان «شیعیان؛ مسلمانان فراموش‌شده» به صورت نظری و مستدل نشان می‌دهد که رویکرد آمریکا در نزدیکی و دنباله‌روی به کشورهایی مانند عربستان اشتباه است زیرا پتانسیل این کشور برای پرورش نیروهای تکفیری خطرناک در جهان ضربات سختی به منافع آمریکا و نیز سایر کشورهای جهان وارد خواهد کرد.

طبق این تحلیل در مقابل ایدئولوژی کشورهایی مانند عربستان بر مبنای تغذیه فکری و مالی نیروهای رادیکال افراطی، مذهب شیعه دارای ساختارهای دموکراتیک و مدنی است و رویکرد افراط گرایی مسلحانه را نمی توان در بستر آموزه های آن یافت. 

نگاه جامعه‌شناسانه به ساختار داخلی عربستان سعودی حاکی از آن است که این کشور همچون بسیاری از کشورهای عربی منطقه فاقد مشروعیت سیاسی لازم برای تداوم ثبات سیاسی است و به گفته "بهجت کورانی"، متخصص جهان عرب، در چارچوب نظام‌های "استبدادی قبیله‌ای سلسله‌ای" طبقه‌بندی می‌شود که همواره خالی از مقوله مشارکت شهروندان در قدرت سیاسی بوده است.

با بررسی وضعیت شیعیان عربستان صحت گفته‌های کورانی تأیید می‌شود چرا که شیعیان عربستان سعودی پس از شیعیان عراق، بزرگ‏ترین جامعه شیعی عرب را در خلیج فارس تشکیل می‏‌دهند. تبعیض‌های مختلف در طول زمان گویای این واقعیت بوده که شیعیان همواره در فشار بوده و نمی‌توانند بسان شهروندان عربستان از حقوق اولیه‌ خود بهره‌مند گردند و فراتر از آن به منصب‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دست یابند.

این در حالی است که سیاست در عربستان نتیجه اتحاد پادشاهی با جنبش وهابی بوده و شالوده دولت سعودی را به وجود آورده است. جالب اینجاست که گروه‌های ناسیونالیست عرب که عموماً جلوه‌هایی از رادیکالیزم سیاسی سنی را بر منطقه حاکم کرده بودند، شیعیان را از عناصر اصلی معمای امنیتی منطقه می‌دانستند.

به همین دلیل بود که در دهه 1980، رژیم‌های موجود حوزه خلیج فارس از ناحیه مردم کشور خود احساس تهدید می‌کردند. در بین گروه‌های اجتماعی که نگرانی‌های امنیتی را برای حاکمان مستبد کشورهای عرب‌نشین حوزه خلیج فارس ایجاد می‌کردند، شیعیان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بودند. رژیم‌های سیاسی حوزه خلیج فارس از این موضوع نگران بودند که آیا انقلاب مردمی ایران می‌تواند احساسات انقلابی ضد حکومتی را در منطقه ایجاد کند؟

در این میان سیاست آمریکا هم از چارچوبی همچون رفتار کشورهای عرب با شیعیان پیروی کرده است یعنی تمام تلاش خود را برای نزدیکی به شیوخ و آل سعود به کار بسته و در مقابل همواره در اهداف شیعیان اختلال ایجاد کرده است. حال این اختلال ممکن است در راستای رویکرد دشمنانه نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران باشد و یا در حمایت از حکومت‌های عرب برای سرکوب و تحت فشار نهادن اقلیت‌های شیعی.

در هر صورت نکته حائز اهمیت آنکه اشتباه جبران‌ناپذیر آمریکا در حمایت بی‌چون و چرا از عربستان، نه تنها بارها در عمل ثابت شده بلکه نظریه پردازانی چون فولر نیز بروشنی آن را بیان کرده‌اند.

گراهام فولر در مقاله «شیعیان، مسلمانان فراموش‌شده جهان عرب»، یادآور می‌شود که شیعیان در عراق، بحرین و عربستان، گروه‌های اجتماعیی محسوب می‌شوند که به آنها هیچ اعتنایی نشده است و حداقل در 200 سال گذشته یک نوع نهادهای ایدئولوژیک نهفته در زیرساخت‌های اجتماعی بوده‌اند.

وی تأکید می کند که این تبعیض واضح در حالی است که حرکت انقلابی شیعیان حرکتی است که منطبق با سیاست‌های انقلابی مسلحانه و تروریسم مد نظر آمریکا نیست.

فولر معتقد است بر عکس آل‌سعود که نیروهای تکفیری را ساماندهی می‌کنند و بحران جاری در خاورمیانه را به وجود آورده‌اند، در میان شیعیان چنین رویکردی وجود ندارد. شیعیان نیروهای اجتماعی هستند که تنها درصدد حقوق مدنی است، تاکتیک‌شان مدنی است و چارچوب فعالیت‌شان نیز مدنی است.

فولر تصریح می‌کند که رویکرد شیعیان حوزه خلیج فارس، رویکرد انقلابی مبتنی بر الگوی جنگ مسلحانه نیست بلکه نیروهای حاشیه‌ای هستند که تضاد آنها با نظام‌های سیاسی خودشان است.

وی در این ارتباط بیان می‌دارد که طی سال‌های گذشته، شیعیان آموخته‌اند که از الگوی متقاعدسازی مسلمانان سنی استفاده کنند. آنان تلاش دارند تا حسن نیت خود را به مسلمانان اهل سنت اثبات کنند.

بنابراین بیش از آنکه عملیاتی مسلحانه و مخرب را برای عمل خود انتخاب کنند، بحث و استدلال را در میان خود تقویت کرده‌اند. با این حال آمریکا سیاستی مبتنی بر تقسیم کار با کشورهای پرورش‌دهنده نیروهای تکفیری مانند عربستان را برگزیده است. این تقسیم کار در بحران سوریه بخوبی قابل رؤیت است.

آمریکا با عربستان در براندازی بشار اسد متحد شده، اما اینکه نیروهای شبه‌طالبان و القاعده که حاصل آموزه‌های وهابی عربستان است، ظهور پیدا کنند، برایش قابل پذیرش نیست. این امر نتیجه تناقضی است که آمریکا در سیاستهای خود آن را حمل می کند.  یعنی با اینکه ادعای مبارزه و جنگ با نیروهای تکفیری را دارد اما در عمل با کشوری که آنها را میپروراند و تغذیه فکری و مالی می کند، متحد شده است.

فولر با اشاره به منافع آمریکا، سیاست این کشور در رابطه با اتحاد با عربستان و دشمنی با شیعیان را به زیان آن دانسته و معتقد است واشنگتن در دراز مدت به انرژي نياز دارد، انرژي احتياج به ثبات دارد و انرژي در منطقه خاورميانه و كشورهاي عربي و حوزه خليج فارس و منطقه شيعه نشين است، پس دولت آمريكا بايد با شيعيان منطقه وارد مذاكره شود تا بتواند منافع خود را در درازمدت حفظ كند.

بر این مبنا نقش کشورهایی مانند ایران در برقراری ثبات در منطقه غیرقابل انکار است. ايران به عنوان سرزمين مادر فرهنگ شيعي مي‌تواند نقش مهمي در متعادل كردن فرهنگ راديكال سني، كه به شكل تروريسم القاعده امنيت منطقه و جهان را به خاطر انداخته است، داشته باشد. تروریسمی که آمریکا نماد آن را در اقدام افراطگرایان در 11 سپتامبر بخوبی درک کرد.

افراط گرایان راديكال دست‌پرورده عربستان، از سویی شیعیان را تکفیر می‌کنند، و از سوی دیگر با ادعای برتري جستن نسبت به ديگر فرق و ادعاي حقانيت مطلق براي خود، زمينه را جهت خشونت هاي گسترده و حركت هاي تروريستي در سطح جهان  فراهم می آورند. جالب اینجاست زماني كه اتباع سعودي به عنوان عاملان حادثه تروريستي 11 سپتامبر معرفي شدند، حمله رسانه هاي غربي متوجه كل جهان اسلام و مسلمانان گشت.

در حالي كه اگر بر طبق مدعاي آمریکا، القاعده عامل اين حادثه باشد، مسؤوليت آن در درجه اول متوجه ايالات متحده آمريكا خواهد بود كه خود به تقويت اين گروه‌ها در چارچوب حمایت از عربستان به عنوان بستر وهابی‌گری و سلفی‌گری جهان پرداخته است. 

این در حالی است که ظهور دولت‌های شیعی در حوزه خلیج فارس به گونه‌ای اجتناب‌ناپذیر، نیروهای فراموش‌شده جهان عرب و حوزه خلیج فارس را به عناصر پرتوان و مؤثری تبدیل می‌کند که قادر به تأثیرگذاری بر فرآیندهای سیاسی خلیج فارس هستند. از این رو معادلات آمریکا در قبال شیعیان دیر یا زود باید تغییر کرده و آنها را به عنوان حاملان ثبات، امنیت و دموکراسی خواهی در منطقه بپذیرد.


ن : سیما ندّاف
ت : ۹۲/۱۱/۲۰
 
 
 
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.